تبليغاتX
سودای سیمرغ - ::: رود !
>
می رفتم ٬

تا باز نگردم !

لحظه ای بمانی ٬

مردابی به چشم این جماعت سنگ

دیوانه وار می گذشتم ! 

مهم نبود نبود نبود که دلم گرفته بود

اندکی بعد 

دریا می شدم !

گندم.

 

+