|
روزم بی اینکه بخوام ، با این جمله شروع شد : " موفق ؛ كسیه که با لنگه کفشهایی كه به سمتش پرتاب می شه ، مغازه کفش فروشی بزنه ! " تا الان که شب از راه رسیده ، دارم به این فکر می کنم که من باید با این همه کفش چه کنم ؟ آخه ، خیلی بیش تر از یه کفش فروشی کفش به طرفم پرتاب شده !!! حدسم نمی زنی که از طرف چه کسایی ؟؟؟ برای همینه که ارزون نمی فروشمشون ... متوجهی که ؟؟؟