|

خوش آمدی سپید
خوش آمدی سپید ِ رویاهایم
خوش آمدی رنگ ِ خوب ِ همه ی رویاهای من
خوش آمدی مهربان
که چتر مهرت را دیدنی
به روی من و روزهایم می گشایی
خوش آمدی غریبه
خوش آمدی آشنا
دستانت پر است از نور
...
پس سوغاتی من کو ؟
باز ماند در راه ؟ نیامد ؟ ها ؟
باز نمی بری تنهایی ام را ؟
زمستان ! با تو ام
کو ارمغانم ؟
کو یار ؟
نه !
باز هم تنهایی شد
هدیه ی آمدنت برای من ؟
باشد ...
تنها می مانم چون تو سپید ِ رویاهایم !
اما ...
هیچ
خوش آمدی سپید
خوش آمدی سپید ِ رویاهایم ...