|
یکم:
استاد زیبا نوشت:
کدام سحرگاه چلچله ی ریز روشنی دیده ای
که از تحمل یکی بوف شب خوان خسته نگذرد
گلی نه گوشواره ی این شاخه سار شکسته
نسیمی نه مسافر این خانه ی خراب
از این بادیه پس چه دیدی
که قرار لو رفته ی باد را از بوته ی راه نشین بی خبر می پرسی ؟ ...